تبلیغات
نامبر وان 1 NUMBER ONE - نامه ای به پدر

نامه ای به پدر

نامه ای به پدر

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب
 کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته
شده و روش نوشته بود « برای پدر». پدر با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزیزم،با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با سارا پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره.

 

پدر سارا به من گفت که ما میتونیم شاد و خوشحال باشیم اما فقط احساسات مهم نیست ، پدر ، اون حامله است

. اون یک کلبه  توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.......

سارا چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه . ما اون رو برای خودمون می کاریم سارا برای همه کوکائینها و اکس تازی ها مشتری داره

در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، وحال سارا بهتر بشه

 اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.با عشق،پسرت،( جان)

 

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من طبقه بالا هستم تو خونه کامی

فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسم که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن









موضوع: سرگرمی،
[ دوشنبه 2 بهمن 1391 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ مهدی ]